خط داستانی
جیمی زنی در سی سالگی است که اخیراً با ADHD تشخیص داده شده است. این تشخیص تعجبآور نیست، در واقع همه چیز معنی دارد. او مدام روی پوست تخممرغ قدم میزند و از گفتن چیز درست میترسد. جیمی و آلی در حال عاشق شدن هستند. همیشه دیر، به هم ریخته و گوش ندادن، آیا آلی علاقهاش را نسبت به جیمی از دست میدهد؟