خط داستانی
دکتر گوپتا با مهربانی در آستانه بازنشستگی است و امید دارد دخترش جیوتی را با همکارش دکتر آناند ازدواج دهد. آناند وقت ندارد که رمانتیک باشد یا به مزرعهٔ بزرگی از تخم پرورش دهد، بنابراین دوست دانشگاهی را به عنوان مدیر املاک استخدام میکند. جیوتی شیفتهٔ زندگی خوب است اما از آنجا که از شادی و عشق آگاه نیست، میش را به Geeta ازدواج داده است که با بچه از او جدا شده بود. دکتر گوپتا به یک شب حادثه با زن به نام Geeta برخورد میکند و او را به خانه بر میگرداند تا بهبود یابد. او به او یاد میدهد چگونه با اجتماع بالایی معاشرت کند، چگونه لباس بپوشد و درست غذا بخورد و به فرزندش آموزش بدهد. در مقابلِ این اخلاق و دلسوزی، جیوتی آماده است با دکتر گوپتا ازدواج کند. هنگامی که پدرش برای مراسم میآید، Mukesh را میشناسد.