خط داستانی
مثل سایر مسلمانان، اماک، پیرزنی مهربان، مشتاق انجام حج است. متأسفانه پول ندارد تا آرزویش را برآورده سازد. فروش کیک روزانهاش کافی نیست و پسر بیوهاش زین تنها با نقاشیهایش در ناحیه میگردد. زین به پافشاری او مینگرد و میخواهد شدیداً آرزوی اماک را برآورده سازد، اما مشکلات ناشی از ازدواج ناموفقش احساس بیچارگی در او به وجود میآورد. در همین حال، همسایه ثروتمند اماک چندین بار برای حج بزرگ و عمره رفته است.