خط داستانی
خواهران لوسی و ویتنی پس از ازدواج ویتنی که زندگیشان را تغییر میدهد، سفری احساسی را با یکدیگر آغاز میکنند. لوسی که برای تابستان از دانشگاه به خانه بازگشته و دیگر مانند گذشته به ویتنی دسترسی ندارد، پیشنهاد کاری را از رهبر کلیسای محلیشان، اسقف رید، میپذیرد. او در حین کار там، با بازگشت میسیونر مورمون، اِوَن، شور و اشتیاق تازهای برای ایمان خود کشف میکند. ویتنی که از ازدواج جدیدش با جیکوب سرمست است، ناگهان با این واقعیت روبرو میشود که زندگی مشترک آنگونه که تصور میکرد رویایی نیست.