با اشتباه کردن میتوان ابداع کرد
Sbagliando S'Inventa
ماریو، مردی تنها و نوستالژیک، یک تماس اشتباه دریافت میکند که در آن او را با یک کودک اشتباه میگیرند، بنابراین خود را در حال شنیدن داستانی از جانی راداری مییابد. این واقعه باعث برانگیخته شدن مجموعهای از تأملات درباره گذشته، تخیل و دوستی در او میشود