خط داستانی
شبی، میمی و دانشآموزان از طریق تلسکوپ ستارهها را نگاه میکردند. وقتی کرمپا آغاز به نگاه از طریق تلسکوپ کرد، اجرام سوزانی سقوط میکردند. هنگامی که آنتانمان روی یکی از آنها فرود آمد، پرنسس یاادا پدیدار شد. پرنسس گفت خانهٔ ستارهٔ یاادا پر از زباله است و از آنتانمان خواست تا به او کمک کند. آنتانمان فکر کرد تنها گومیرا میتواند این مسئله را حل کند و با گومیرا به ستارهٔ یاادا رفتند. با این حال، در ستارهٔ یاادا باکینمان و ربات غولپیکر «روح گرد و غبار» در کمین منتظر بودند.