خط داستانی
تیم راگبی واحد بیست و یک ساله به قهرمان شناسایی می شود که به وتی کوکیمور قرارداد بازی در انگلستان را می گیرد. کاترین نمایشنامه ای برای کودکان اوتیستیک می سازد در حالی که تمام تلاش خود را می کند تا وتی را در کشور نگه دارد. فانی برای سازگار شدن با بدنه چاق پس از دبیرستان با کریستی دست و پنجه نرم می کند و جاپی در جستجوی رابطه با لیزل با مشکلی شرم آور مواجه است... مردی عضلانی به نام ورنر «قاتل» باوتا به تیم راگبی واحد می پیوندد و جایگاه وتی را در تیم تهدید می کند.