خط داستانی
هیولایی گرسنه در داخل بدنی میتازد. او در تاریکی پرسه میزند و دیگران را وسوسه میکند تا حسهایش را برآورده سازد. پیش از شکار بعدی، آنها با هم درگیر میشوند تا گرسنگی نخستین را فراخوانی کنند. با هم قدرت میسازند و بر خود برتری میپرورانند. اما این لذت باعث عواقبی میشود و تلهای به اندازه عمر برایشان به وجود میآید. حلقه کیهانی از جبر و گروگان. او در هر دور تولد دوباره میشود و عشق به زندگی را نمایان میکند. او عشق به زندگی است.