امروز ایسایاس بین پارکی که با بچههایش بازی میکند و استودیو معماریاش در حال رفت و آمد است، جایی که به همکارش نیکو شکایت میکند. مهم نیست کجا باشد، ایسایاس احساس میکند باید جای دیگری باشد. و وقتی با آینوا، همسرش، است، متوجه میشوند که بچهها در این سن چقدر میتوانند خستهکننده باشند. در پارک، او با سونیا، مادر یک کودک دیگر، دوست میشود و از او میآموزد که بزرگ کردن بچهها و رسیدن به سن بلوغ آنقدرها هم آسان نیست. هیچگاه هم آسان نبوده است.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.