خط داستانی
این داستان در جزیره کوچک مدیترانهای پاناره رخ میدهد. پشمی جوان زندگی خود را وقف خدا کرده است. او گمان میکند هیچ چیز نمیتواند او را متوقف سازد. روزی در موعظهٔ یکشنبه دختری را میبیند که قلبش را میشکند.
این داستان در جزیره کوچک مدیترانهای پاناره رخ میدهد. پشمی جوان زندگی خود را وقف خدا کرده است. او گمان میکند هیچ چیز نمیتواند او را متوقف سازد. روزی در موعظهٔ یکشنبه دختری را میبیند که قلبش را میشکند.