خط داستانی
مایج با عمویش ساننی زندگی میکند و دوست دارد کنار او بنشیند وقتی که او بر بدن زنان سختجان و مردان پوستسخت که به حوضهٔ تتو میآیند، طرح میکشد. روزی مشتری بزرگ و ترسناکی خوابش میبرد و مایج تمام پشت آن مرد با طرحهای بچگانهٔ خود را تتو میکند. از خشم مرد ترسیده میشوند و ساننی و مایج با موتور او فرار میکنند که آغاز ماجراجوییای هیجانانگیز است.