در طول انقلاب 1979، گروهی از شبهنظامیان مسلمان سعی میکنند زرادخانه خود را در شمال ایران تخلیه کرده و آن را بین مردم توزیع کنند. در این گروه زنی وجود دارد که شوهرش در زندان است و محل زرادخانه را لو میدهد. برادر او از زندان فرار کرده و به گروه ملحق میشود. مأموران امنیتی مطلع میشوند و دو نفر از نیروهای خود را به عنوان فراریها به گروه میفرستند تا اعضای گروه را تعقیب کرده و همه آنها را دستگیر کنند. این دو مأمور موفق میشوند تمام اعضای گروه را به جز برادر زن از بین ببرند.