خط داستانی
جیوریو بیست ساله است، پسری مانند بسیاری؛ از کودکی دوست دارد دو کار انجام دهد: پریدن در گودال های آب و زدن آرایش. او در خانه با راز بزرگی در کنار پدربزرگش اولیس زندگی می کند که اکنون مجبور است به تخت خواب برود و او را به گذشته اش چسبیده نگه دارد. با فشار از دوست صمیمی اش ایلاریا پس از مرگ مادرش رزا، جیوریو با تصمیم بزرگی روبه رو می شود: رفتن و تولد دوباره در جسمی جدید یا ماندن با پدربزرگ و ادامه زندگی در خاطره ای بد؟