خط داستانی
زنگهای کلیسای کالوینیست در گارابو سالهاست که خاموش شدهاند و مردم ترجیح میدهند به کلیسای رومانیایی بروند. سیماندی پال، پس از بازگشت از تحصیلاتش در اوترخت، به درخواست خود در این روستای کوهستانی شغل میگیرد. وزیر جوان مجارستانی با فلوریکا، دختر تحصیلکرده تودورِسکو، پاپ رومانیایی که قبلاً او را میشناخت، آشنا میشود. او به او علاقهمند میشود.