خط داستانی
مو-شین، که روزگاری مادر تنها بود، از دست دادن دختر نابینایش را تجربه کرد. او به عنوان ماساژور کار میکند و به عنوان شخصی اجتماعی منزوی پس از حادثه زندگی میکند. زندگیاش بیمعنا شده بود تا روزی که همان بیماری ژنتیکی که باعث نابینایی دخترش شد، زندگیاش را هم گرفتار کرد. بدون دانستن دلیل واقعی، به طور ناخودآگاه از درمان چشمپوشی میکند. با کاهش تدریجی بینایی، به لمس برای ارتباط با جهان ادامه میدهد و در حالی که دنیای او تاریکتر میشود، مییابد که دلیل ورود به این سایه، نه فقط وسیلهای برای پایان که آغاز معنا داری برای چیزی نو است.