خط داستانی
آلوارو (۷۰ ساله) در جستجوی ماجراجویی و فرار از خودش، ۴۵ سال پیش از کلمبیا به ایالات متحده آمد. با این حال، به جای گریز از شیاطین درون، نیویورک راههایی پیش پایش گذاشت تا رودرروی آنها بایستد و او را به زندگیای پر از افراط و تفریطهای شدید و عدم قطعیتها کشاند. او که به تازگی از دوریس، تنها عشق واقعی زندگیاش جدا شده، خود را در آپارتمان کوچکش در هارلم تنها مییابد و تصمیم میگیرد به کلمبیا بازگردد تا سعی کند با خانوادهی از هم گسیختهاش دوباره متحد شود. «آلوارو» پرترهای صمیمی است که زخمهای التیام نیافتهی تنهایی و بیریشگی را عیان میسازد، اما همچنین استقامت مردی را که از پای نشستن سر باز زد.