خط داستانی
پس از بازگشت از شهر باستانی جینگژو، شو لی یانگ فهمید که نفرین بیماری قارچی چشم ارواح به او مبتلا شده است و از استراتژیای استفاده کرد تا شاه هو بای وای، چاقوی ولغِی و دیگران را به دره لِنگلینگ برای یافتن کتاب استخوان اژدها بفرستد تا نفرین را بشکنند. با ریسکپذیری و مواجهه با موجودات افسانهای باستانی، ماهی بزرگ، پادشاه اژدهای سربی، گرگهای با چشم قرمز که از استخوان انسان تغذیه میکنند و عنکبوتهای با صورت انسان به راه میرود، مسیر پیش رو نامشخص است؛ آیا آنها قادر به فرار خواهند بود؟