خط داستانی
در سال 1918، راکول کنت با پسر هشت سالهاش نیویورک را ترک کرده و به بیابانهای خشن آلاسکا سفر میکند تا الهام بگیرد. کنت در یک جزیره دورافتاده مستقر میشود، جایی که تنها و آزاد است تا کارش را انجام دهد. او با یک جستجوگر قدیمی دوست میشود که داستانهایش انرژیبخش جستجوی اوست. در حالی که با درگیریهای درونی خود دست و پنجه نرم میکند، معصومیت و تمایل پسرش به مواجهه با شکست، کنت را به عمق وجودش میکشاند تا دوباره شروع کند. ارتباط پدر و پسر در حالی که تجربه وحشیانه را با هم در آغوش میکشند، شکوفا میشود. در احاطه عظمت ساکت جزیره فاکس، کنت نقاشیها و طراحیهایی خلق میکند که حرفهاش را به موفقیت ملی میرساند و رویایش را به واقعیت تبدیل میکند.