خط داستانی
رُهما اریما، جهانگردی، به مساجد لیموک میرود تا پیوندهای اسلامی را تقویت کند و با مدیران مسجدهایی که در انجمن فحمی تامامی عضو هستند روابطی برقرار سازد. در هنگام اتفاقی با بیوهای به نام سهیبه و دخترش سائمـاه برخورد میکند. مسجد آنها هدف تاوی است که بهدنبال ساخت بزرگترین منطقه قمار در جای مسجد و خانه سهیبه است. تویی با حیلهridho پسر رُهما، او را علیه پدرش برمیانگیزد تا رُهما با تاوی و پسرش درگیر شود. رودو از پدر خود تا حدی رو میگردد و به خاطر عشق به تنها دختر تاوی از پدر فاصله میگیرد. رُهما با دوئل تاوی برای مشخص شدن صاحب خانه و مسجد سهیبه تصمیم میگیرد. در این بین مردان تاوی سهیبه و دخترش را تهدید میکنند و فرش نماز با تصویری از کعبه که بافت آن توسط او بافته شده بود را میقاپند.