خط داستانی
در دههٔ شصت، اِلِوِلین، دختر نوجوانی چهراههٔ چهاردهم، ناخواسته به رازی مادرش تبدیل میشود که همسرش با یکی از همکاران کار میکند و این راز را برای روابط عاشقانهٔ خود استفاده میکند. اِلِوِلین این راز را با دشواری زیادی تحمل میکند زیرا او پدرش و خواهر دوازدهسالهاش را دوست دارد. روزی مادرش همسرش و دو دخترش را ترک میکند و اِلِوِلین که احساس گناه میکند، سعی میکند او را به خانه بازگرداند.