Das Leben ist kein Kindergarten - Vaterfreuden
فیلم زندگی یک مهدکودک نیست - شادیهای پدری
فردی کلمَن از کنستانس که به طور ناخواسته به برلین منتقل شده، احساس زیادی از زندگی در پایتخت ندارد. در حالی که همسرش جولیا که به شدت باردار است، احساس abandono میکند، شریک تجاریاش، لارا، از او میخواهد که تعهد بیشتری به مهدکودک داشته باشد. نه تنها کودکان باید مفهوم نوآورانه با اتاقهای آرام را بهتر بپذیرند، بلکه خشم والدین نیز در حال افزایش است که این موضوع فردی را ناراحت میکند. پدرش فریتز که از زوال عقل رنج میبرد، او را بسیار نگران میکند. فردی حس میکند که جستجوی مشترک برای مرکز مناسب میتواند آخرین پروژه آگاهانه پدر و پسری باشد. بنابراین، او میخواهد زمان بگذارد و لحظات شدید را بچشد. مادر همسرش، رگینا، قرار است برای خانواده کلمَنها تسکیندهنده باشد. او دوست دارد برای دیگران باشد، اما میخواهد خود نیز مورد توجه قرار گیرد. شاید یک آشنایی جدید برای او خوب باشد؟ این چیزی است که نوههایش زوئی و نیکو فکر میکنند وقتی که به طور مخفیانه مادربزرگشان را در یک پلتفرم دوستیابی ثبتنام میکنند...