خط داستانی
قبل از بارش برف با فرار دراماتیکی آغاز میشود: دختر هجده ساله نجمان از عروسی خود در روستایی در کردستان عراق فرار میکند. به عنوان بزرگ خانواده، برادر کوچکترش سِیّار مسئول یافتن او و بازگرداندن آبرو خانواده میشود. این ماموریت برای سِیّار بیتجربه خطرناک است. نخستین توقف در استانبول است، جایی که با الن، دختر نوجوانی که همراه سفرش میشود، ملاقات میکند. در مسیر از شرق به غرب و از اروپا تا نروژ، سِیّار به نیاز خود به احترام و عشق پی میبرد.