خط داستانی
داستان کارودیمال است که با ارائه وام ها مردم بیگناه را آزار میدهد. او چشمش را بر روی دختران جوان می اندازد و یکی از قربانیانش پورنیماست که آموزگار است. داستان بالراج است که در همه کارهای بد کارودیمال مداخله میکند و او را به اتهام قتل به زندان میفرستد در حالی که پورنیما را از تجاوز نجات میدهد. بالراج پسر خود را به پورنیما میسپارد. کارودیمال پورنیما را متهم میکند. پورنیما به شهر میرود و به دلیل شرایط به روسپیگری روی میآورد تا راج را تحصیل دهد و دختر خود لاکshmi را به یک پون در روستا بدهد. بالراج از زندان فرار میکند، کارودیمال را میکشد و به شهر میرود تا پسرش را جستجو کند. راج به روستای دوستش سونیل میرود و با لاکshmi عاشق میشود. سونیل میفهمد در شهر چمپای همسرش با راج فرار میکند.