بیتادا جیوَا
داستان در اوایل دهه چهلم میلادی رخ میدهد. یک مبارز آزادی جوان به نام شیورامو هنگام سفر به محلی در نزدیکی سوبرا مانیا در جنگل گم میشود و با دو روستایی به نام درانا و بهتیا آشنا میشود. آنها به شیورامو توصیه میکنند در خانه گاپالایا، که برهمن ساکن با همسرش شانکارماما در کِلابایلو است، اقامت کند. این زوج شیورامو را خوب میپذیرند و از او میخواهند برای چند روز دیگر هم بماند. آنها اظهار میکنند که پسرشان شَمبو سالها پیش آنان را ترک کرده است. آنها شیورامو را همچون فرزند خود میدانند. در طول اقامت، گاپالایا داستان گذشته خود را بازگو میکند. دوران سختی که در کنار کوه مزرعهای زیبا میساخت را به خاطر میآورد. بهتدریج شیورامو با شخصیت افسانهای گاپالایا آشنا میشود و کنجکاویاش نسبت به برخورد او با طبیعت برای ساختن رویاهایش در مکانی به نام کاتوموله افزایش مییابد.