خط داستانی
فرجا در یک مرکز بازداشت نوجوانان زندگی میکند و برادر کوچکترش با خانوادهٔ فرزندخوانده است. مادر او رفته و فرجا میخواهد با بازگرداندن اعضای خانواده به خانهٔ خویش، آنها را از تاریکی بیرون بکشد و به سوی نورهای شمالی هدایت کند، اما هرکسی روزی باید رها کند.