خط داستانی
در سگ به انسان گاز میزند، دو مرد که ادو و دارم نام دارند، سعی میکنند شب را در خانه روستایی اجارهای خود بهخاطر ترس از تهدیدهای همسایه یا ساکنان دیگر زنده بمانند. در طول شب لحظههای بحثهای کمدی بین این دو مرد با لحظاتی از خشونت، نفرت، ترس، بیخوابی و تهدید به مرگ juxtapose میشود. این حماسه مانند دوئت پایداری در اپرایی است که با نیروهای تهدیدآمیز، چاق و سنگین یا شاید خیالی در پسزمینه همراه است. وقتی ادو و دارم سعی میکنند بفهمند چرا همسایه یا سایر محلیها علیه آنها اعلان جنگ کردهاند، آشکار میشود که این دو مرد بیگانهاند، لذیذها و طرفداران نوشیدنی برندی هستند و گناهانشان شاید کافی باشد.