خط داستانی
در مرکز داستان همسری نمونه و پدری نمونه به نام اولگ قرار دارد. زندگی او سالها برنامهریزی شده است، اما سرنوشت نقشههای خود را دارد: دختر جوانش آیلونا عاشق دوست قدیمی و همفرد پدرش آنتون میشود، دوستی که با جوانی طوفانی در گذشته پیوند دارد. اولگ ترجیح میدهد از این پیوند پنهان نگه دارد تا خانوادهاش روزی بدبخت نشود. آنتون با زندگی بیپروا ادامه میدهد اما آیلونا به چنین مردانی علاقه دارد.