خط داستانی
ارلان ماریو و وی دی کانیه تصمیم می گیرند به روستای پدربزرگ بازگردند پس از سانحه ای مهلک که مایا را دچار ناتوانی کرده است و اغلب دچار پدیدارهای جادویی می شود. جابو سه نوه خود را همراه با رود به روستا می برد تا مایا را شفا دهد اما درمان مایا با جادوگری در روستای متروک به نام kampung bekadang فاجعه و ترس را برای خانواده به همراه می آورد