خط داستانی
داستان مردی ۶۵ ساله به نام شانتاناو که زندگی خود را به عنوان مردی همجنسگرا در درون کمدی برای حفظ آبرو خانواده اش سپری کرده است اکنون با دختر نپر یا که او را برای کار جدید با خود می برد رابطه خوبی با نوه اش به نام ویرا پیدا می کند یک شبه وقتی هر دو با هم نوشیدنی می خورند شانتاناو شهامت می یابد تا به ویرا درباره جنسیت خود و داستان عاشقانه ناقصش با تانمای بگوید انتظار دارد نسل ویرا به اندازه کافی بالغ باشد تا جنسیت او را بپذیرد اما رفتار ویرا او را شوکه می کند و کاری انجام می دهد که شانتاناو هرگز انتظارش را نداشت