خط داستانی
مثلثی از عشق، مرگ و جدایی. ادا و سارپ قبل از جدایی طولانی یک ای بی ان آر را اجاره می کنند. به خانه می روند تا خدمه خانه کان را که روی زمین افتاده و سعی در خودکشی دارد پیدا کنند و جانش را نجات می دهند. اما چیزی مهم تر وجود دارد که باید نجات یابد: رابطه آن ها... با کمک شراب و حشیش، سه نفر صحبت می کنند، به هم نزدیک می شوند و بازی حدس را آغاز می کنند. اما مدتی پس از آن کان خطی را عبور می کند که با وجود دقیق بودن در حدس هایش به هر حال به آن می رسد.