خط داستانی
در شبی طوفانی دکتر ماکسل دست راست خود را با اسید می سوزاند در حالی که در حال آزمایش محصولی ضد آتش است زخم را باند می بندد اما صبح روز بعد دست او دمای بیشتری پیدا می کند و بانداژ می سوزد تلاش ناامیدانه برای علاج جهش آغاز می شود و به تدریج شخصیت او را تغییر می دهد