خط داستانی
پسری جوان که منتظر اعلام نتایج آزمون ورودی دانشگاه است از زادگاهش ناراضی است. حسادت به برادر دوردست، شرمساری از خانواده و مشکلات مالی که باعث فرار او میشود با روزی آفتابی در تابستان به وجود میآید وقتی میفهمد نامش روی درِ یک در بطری کوکاکولا نوشته شده است.