مصطفی در تیم نگهبانی رئیسجمهور سادات در زمان ترور او کار میکرد، افسرده و الکلی میشود. همسرش او را ترک میکند و با پیکر دختری که درگیریهای مشکوک به عملیاتهای تجاری دارد ازدواج میکند و سبب ربودن دختر میشود. بنابراین او از مصطفی میخواهد تا دختر را نجات دهد.