خط داستانی
مارتین خانه محافظتی والدینش را ترک کرده و به برلین میآید تا به عنوان یک دانشجوی حقوق با آرزوهای بزرگ تحصیل کند. او یک آپارتمان کوچک و خراب در یک بلوک آپارتمانی تاریک و عجیب پیدا میکند که مستأجر قبلی آن بدون هیچ ردی ناپدید شده است. با عدم موفقیت در برقراری ارتباطات اجتماعی در دانشگاه، مارتین به سرعت به صاحبخانه مرموزش، سیمون، که درست در کنار او و پشت یک دیوار نازک زندگی میکند، علاقهمند میشود. با امید به یافتن اعتماد و صمیمیت، مارتین خود را در دنیای آشفتهی خانه که پر از سکس و خشونت است، گم میکند. در عمق دیوارها، مارتین وحشت واقعی اولین عشقش را کشف میکند.