خط داستانی
کُنستا تازه از زندان آزاد شده و به اهالی خود در روستا باز میگردد. به خاطر کینههای قدیمی دوباره وارد تجارت مواد مخدر میشود، با وجود تلاشهای اطرافیان برای نگه داشتن او در مسیر درست. در نهایت، کنستا وادار میشود تا با گذشته خود رو به رو شود به روایتی ناگفته و تصمیمی میگیرد که سرنوشت بقیه عمرش را تعیین میکند.