خط داستانی
هفده ساله کریستی در نقطه عطفی از زندگی است. از منزل مراقبت خیریه حومه اخراج شده و برای مدتی با برادر بزرگش شان در مرکز شهر کُر زندگی میکند. اما شان به دنبال چیزی بهتر برای کریستی است. پس از سالها جدا بودن، برادران مجبور میشوند گذشته آشفتهشان را با هم سازگار کنند و تصمیم بگیرند آینده چگونه به نظر میرسد. گاهی برای پیش رفتن باید به عقب بازگشت.