بولیچه داستان آنا، دختر هشت سالهای از یک خانواده روستایی ایبیزا را روایت میکند که در یک مسابقه محلی یک خوک سیاه برنده میشود. آنا به این حیوان وابسته میشود و نام او را بولیچه میگذارد، که به زودی بهترین دوست و همراه وفادار او میشود. آنچه آنا متوجه نمیشود این است که خانواده و همسایگانش در حال آمادهسازی برای جشنواره سنتی ماتانچس هستند. از آن لحظه به بعد، آنا هر کاری که لازم باشد انجام میدهد تا بولیچه را نجات دهد.