خط داستانی
قاتل زنجیرهای شینجو شیناگاوا که سالها پیش با پوشش جانی که به آن میخندند، به «پیرود شیگاوا» مشهور است، در دادگاه نخست خاموش میماند. کارمند مرکز مشاورهٔ کودکان آراتا نتمه ناگهان درخواستی از تاکوتو یماشیتا دریافت میکند؛ پسری که یکی از قربانیان قاتل زنجیرهای است به او میگوید با نام شیناگاوا مکاتبه میکند تا بداند پرفروش چه با سرش چه با کلهٔ پدرش چه کرده است. آراتا وانمود میکند که کارمند عالیرتبهای است اما مییابد که شیناگاوا که با او ملاقات میکند با آنچه انتظار داشت متفاوت است. وقتی درمییابد که ارسالکنندهٔ نامهها نیست، میخواهد برود. در اضطراب، آراتا که هرگز تصمیم به ازدواج نگرفته بود، ناگهان میگوید: بیا با هم ازدواج کنیم!