خط داستانی
افتاده و بیانی شورانگیز بین اندرو و ویلیام در زمان معامله ای عادی در یک فروشگاه کفش بژ. زمانی که اندرو به دنبال مناسب ترین اندازه می گردد، فضا تغییر می کند و با عرق کردن ویلیام در حالت کروت، فضای ارتباطی به تله می افتد. گفتگو با کنایه و طعنه به شعف و جاذبه می انجامد تا بیشتر از آنچه گفته می شود، بیان شود.