خط داستانی
زمانی که بازیگر جوانی به نام جاناتان از سوی دوست دخترش، اما، بیرون انداخته میشود و هیچ پول و جایی برای رفتن ندارد، به ناچار به همخانهای غیرمنتظره به نام کُلین میپیوندد. کُلین، زنی مسنتر است که از فراموشی رنج میبرد و به طور مداوم جاناتان را با شوهر مردهاش اشتباه میگیرد. جاناتان از تناقض گفتن خسته میشود و تصمیم میگیرد تسلیم شود و نقش را بازی کند... آیا این میتواند نقش یک عمر باشد؟