خط داستانی
در شمال کالیفرنیا در تابستان سال ۱۹۸۶، الهاوئیل همراه با دوستان علاقهمند به سینما و برادرش کستور سفری کمپینگ یکبار در عمر را آغاز میکند تا بارش شهابسنگ درخشان همراه با ورود دنبالهدار هالی را شاهد باشند. اما آنچه به عنوان شبی آرام برای تماشای آسمان آغاز میشود خیلی زود به کابوسی ترسناک تبدیل میشود وقتی شهابسنگی از دنبالهدار تبدیل به ماشین کشتار ترسناک و توقفناپذیری برای پاپای میشود.