ایدی و بها دو برادر هستند که در یک شرکت یدک کش کار می کنند. برادران همیشه وسیله نقلیه کشیده شده خود را به گاراژ ریمائو می فرستند. ریمائو زنی است با حالتی تهاجمی اما در پنهان عاشق بهاست. موجو و بایام رقبای ایندی و بها از شرکت دیگر یدک کش هستند. موجو ترجیح میدهد به جای آشتی با برادران بمیرد اما خواهر کوچکترش سُرایا عاشق ایادی میشود. روابط شخصیتها وقتی زنی مرموز که تنها به نامزارینا شناخته میشود در یک روز در گاراژ ریمائو ظاهر میشود، بیش از پیش پیچیده میشود.