تاتیانا، معلم چهل و پنج سالهای از مسکو است که برای پرداخت هزینه عمل مادر بیمار خود، مبلغ زیادی پول قرض میگیرد. متأسفانه مادرش فوت میکند و تاتیانا به زودی خود را در بدهی میبیند. وضعیت مالی او زمانی بدتر میشود که دوستانش او را به راهاندازی یک دکه کیک در بازار محلی تشویق میکنند، که این کار به طرز غیرقابل پیشبینی شکست میخورد. تاتیانا مجبور به فروش آپارتمانش میشود و پس از یک مشاجره با خواهرزادهاش که با او زندگی میکرد، تاتیانا بدون شغل و مکانی برای زندگی میماند.