خط داستانی
کتی ناشنواست. فلوریان نابینا است. هنگامی که با هم روبهرو میشوند، زبانی فراتر از کلمات و نگاهها پدید میآید، زبانی از نزدیکی. عشق آنها برای بیگانگان غیرممکن به نظر میرسد و دقیقاً به همین دلیل است که طاقتفرساست. نه سکوت یا تاریکی میان آنها است، بلکه تلاش برای درک واقعی یکدیگر و شجاعت برای دوباره تحمل کردن هر چیز دوباره و دوباره. سفری پرتنش با فراز و فرودها در کار است: دو انسان که با تمام حواسشان زندگی میکنند و عشق میورزند.