مانتا اوکاماتو یک جوان عجیب و غریب است. او به خشمهای ناگهانی مبتلا است. در آستانه هیکیکوموری، او واقعیت را از طریق اعداد و با ذهنی پر از ایدههای تازه میبیند. او همچنین خلاقترین ویراستار در مجلهای است که در آن کار میکند، حتی اگر همیشه دیر برسد. یک روز، یکی از همکارانش در انتشارات به او شغلی پیشنهاد میدهد: او میتواند فقط با مراقبت از یک جعبه مقوایی به مدت چند روز، پول زیادی به دست آورد. در طرف دیگر شهر، گروهی از گانگسترها چیزی را گم کردهاند و هر کاری خواهند کرد تا آن را پس بگیرند.