مکس، یک دانشآموز عادی با والدینی کمی غیرمعمول، در تعطیلات زمستانی به یک روستا میرود، برخلاف میلش. در روستا، او با غذایی آشنا برای محلیها اما جدید برای خود - پنکیکهای سیبزمینی - مواجه میشود. پسران به همراه پسرعمویشان تصمیم میگیرند یک کسبوکار راهاندازی کنند: آنها یک خودروی قدیمی UAZ را به یک کامیون غذا تبدیل کرده و پنکیکهای سیبزمینی میفروشند. اما چگونه میتوان به مشکلات بزرگسالان رسید وقتی هنوز خود بچه هستی؟