خط داستانی
شب، کولیا سی و پنج ساله منتظر اتوبوس برای دیدن دخترش است. اما ناگهان با روح مادر درگذشتهاش روبهرو میشود و گفتوگویشان تصاویر گذشته را آشکار میکند: مرگ برادر، درگیریهای خانوادگی، توهینها، دزدی. واقعیت با رویاها درهمآمیخته و ایستگاه اتوبوس به محلی برای مواجهه زندگی و مرگ بدل میشود. فیلم به پرسش مسئولیتپذیری، روابط خانوادگی و رستگاری میپردازد.