خط داستانی
در دهکده ای بلغاری، آنجل بین دو مسیر تفرقه می یابد زمانی که پدربزرگش پیشنهاد می دهد به او یاد بدهد که رانندگی کند- نمادی از مردانگی و سنت. پذیرش ممکن است به از دست دادن ارتباط صمیمی با خواهرش و همسو شدن با هنجارهای پدرسالار بینجامد، درحالی که رد کردن آن خطر برچسب خوردن به عنوان ضعیف را دارد. آنجل باید بین استقلال خود و فشارهای انتظارات روستا انتخاب کند.