خط داستانی
پسر نوجوان هفده ساله ای به سرطان مبتلا میشود. دو سال قبل، سارکوم ایوینگ مانند برخورد یک هواپیما به من سقوط کرد. او درمانها و عملهای بیشتری نسبت به هر قهرمان مارولی بیشمار تجربه کرده است. اما او نوجوانی عادی است بدون قدرتهای فراطبیعی. والدینی سالم دارد، خواهری کوچک که مانند جلسه شیمی درمانی ناخوشایند است و در حومهای کسلکننده زندگی میکند. بله، واقعاً، من روی طناب باریکی در طوفان راه میروم و هر سقوط احتمالا کشنده است. اما من عاشق زندگیام... قدم گذاشتن یکی یکی دیگر برای من کافی نیست. قصد دارم قبل از افتادن امضایم را بگذارم.