خط داستانی
در میهمانخانه ای کنار جاده، شوالیه گمراه دان و همراهش ویتک با دو وزیر سابق جنگل به تصویب میرسند. آنها از اینکه شاهزاده جوان جلینا که اخیراً تاج را به سر گذاشته است با همراهان زن خود زمان میگذراند و به مردان هیچ علاقهای ندارد و نمیخواهد ازدواج کند ناراحتند—و با زنی باید روی تخت سلطنت بنشیند، کشور به زودی به سوی سرنوشت بدی میرود. این موضوع برای جوانان جالب است؛ آنها قبلاً آمازون ندیدهاند و بنابراین به پایتخت میشتابند.